میدونی چیه رفیق؟... شاید من نتونم مثل توجلوی مهربونی تاب بیارم ، برا همینه که همیشه یه بهانه ای در میارم و در میرم ، نه اینکه من خوب باشم تو بد ا ، نه . مهربونی خوبه ،پشت سرش دوست داشتن و میاره، ولی وقتی که خیلی زیاد میشه یه جورایی بندیت می کنه. در بندت می ذاره ... خوب، مجبوری جواب بدی ، یه عده میگن نه ما بدون هیچ انتظاری این کارو میکنیم. ولی میدونی چیه؟ دروغ میکن ،باور کن...
همیشه از محبت ترسیدم . احساس کردم که مثل یه دیوار شفاف آرووم آرووم داره دورمو میگیره... شاید این حرف برات مسخره بیاد. ولی احساس کردم آزادیم داره گرفته میشه ،یه نفر دیگه میخوادش . برا همین در رفتم ، فرار کردم... شاید درست نبوده ولی راستش ترسیدم
.
.
.
آزادیم رو به هیچ قیمتی از دست نمی دم، حتا به بهای به دست آوردن عشق باشه