بعضی وقتا ،
تنهایی میاد که روزگارتو سیاه کنه
فرقی نداره که کجا باشی. تو خونه ، سر کار ، تو بازار ، تو مهمونی...
.
.
یواش یواشم نمیاد که متوجه شی
یهویی میاد تو جونت ، اونوقته که وجودت سرد میشه ، یخ میکنی ...خیلی زود حسش میکنی
اونوقته که بی حس میشی ، جات یادت می ره ، تو زمان و مکان گم می شی
آخه اومده که روزگارتو سیاه کنه
.
.
.
فرقیم نداره قوی باشی یا ضعیف ، شاد باشی . یا ناراحت . هر چی باشی
هر چقدرم ادعا داشته باشی میخکوبت میکنه
میاد و با تمام قوا روزگارتو سیاه می کنه
جلوش کم میاری ، مجبوری که کم بیاری ، بی محلی و مقاومتم فایده نداره
فرارم نمی تونی کنی
التماس که اصلا
....
میاد و با تمام نیروش خودشو به رخت می کشه
از دیو و غول و هیولام بدتره
با کف دستش پشت سرتو میگیره و صورتتو محکم می کوبه به زمین . خاک مالیش می کنه
انفدر ادامه میده تا پاهات سست شه و جلوش زانو بزنی
حالا تو بیا هی زار بزن ، مگه حالیش می شه.
بدتر میکنه...
آخه می خواد روزگارتو سیاه کنه
.
.
.
اونقدر ادامه میده تا از حال بری
خوابت ببره
بعد میذاره میره
تنهایی بده ، خیلی بده ،زهره ،خره ، آَشغاله
وقتی که میاد
روزگارتو سیاه می کنه